شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
84
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
هنگام مردى از اهل شام بر وى وارد گرديد و سخنانى گفت و در پايان آن على عليه السّلام را لعن كرد . احنف سخت از اين وضع شرمآور ملول گشت و خطاب به معاويه چنين گفت : « اگر اين گوينده بداند كه خشنودى تو در لعن پيامبران و فرستادگان خداست ، هرآينه آنها را لعن مىكند . پس بترس از خداوند اى معاويه و واگذار على را . او خداى خود را ملاقات كرده و تنها در قبر خود قرار گرفته و با عمل خود سر و كار دارد و به خدا سوگند شمشير على نيكو بود و دامن او پاك ، و مصيبت او بزرگ . معاويه به احنف گفت : چشم بر هم نهادى و آنچه در نظر داشتى بيان كردى ؟ به خدا قسم ! بايد بر بالاى منبر روى و على را با رغبت يا كراهت لعن كنى . احنف گفت : اى امير المؤمنين ، اگر مرا از انجام اين كار عفو كنى براى تو بهتر است و اگر مرا بر لعن على مجبور نمايى به خدا قسم لبهاى من هيچگاه به آن باز نخواهد شد » . « 1 » اين عمل ننگين و كفرآميز چنان عمومى و شايع گرديده بود كه از كوچك و بزرگ ، شهرى و دهاتى ، در اجتماع و در تنهايى و خلاصه همه كس در همه حال آن را مانند يك سنت ثابت و فريضهء واجب اجرا مىكردند . مسعودى مىنويسد : « كار اطاعت مردم از معاويه تا آنجا بالا گرفت كه لعن على عليه السّلام را ( به دستور معاويه ) بر سنت و روشى قرار داده بودند كه كودكان بر آن سنت متولد مىشدند و بزرگان بر آن روش مىمردند ! » « 2 » خلفاى بنى اميه هم كه پس از معاويه سر كار آمدند برنامههاى ضدّ اسلامى حكومت وى را تأييد كردند و هم چنان آنها را اجرا مىنمودند و بدين ترتيب دهها سال بر ملت اسلامى گذشت كه در آن على بن ابى طالب عليه السّلام - آن كسى كه لم يشرك بالله طرفة عين - مورد لعن و سب قرار داشت ! امير المؤمنين رادمردى كه با فداكاريها و جانبازيهايش در حساسترين لحظات تاريخ ، اسلام را از سقوط هميشگى و محو و نابودى نجات بخشيد ، كسى كه پس از پيامبر اسلام هيچ انسانى در حدّ او براى احياى عدالت و آزادى ، شرف و انسانيّت ، علم و فضيلت كوشش نكرد ، همان شخصيت بزرگ ، ساليانى دراز به نام دين و براى خشنودى خداوند ! مورد اهانت قرار مىگرفت و دستگاه تبليغاتى معاويه چنان در وارونه ساختن حقايق كوشيد كه
--> ( 1 ) - الغدير ، ج 10 ، ص 261 . ( 2 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 41 .